السيد موسى الشبيري الزنجاني
2122
كتاب النكاح ( فارسى )
9 / 7 / 1379 شنبه درس شمارهء ( 234 ) كتاب النكاح / سال سوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس اين جلسه : در اين جلسه ، در ادامهء بررسى لزوم استبراء در تزويج زانيه ، به نقل 5 روايت پرداخته و روايت جديد نبودن دو تا از آنها را اثبات مىكنيم ، در ضمن به توضيح ، عاملى اساسى در تحريف نسخ كه جمع بين نسخه صحيحه و نسخهء مصحفه باشد مىپردازيم ، سپس موثقه سماعه را آورده ، نكاتى چند در توضيح آن ذكر مىكنيم ، از جمله ، ظهور « لا ينبغى » ، در لسان روايات را ، در تحريم به اثبات مىرسانيم ، پس از اين بحث اشكال سندى ارسال در روايت اسحاق بن جرير را عنوان كرده با اشاره به علت حذف واسطه در اين سند و مشابهات آن ، واسطه محذوفه را يافته ، در نتيجه اعتبار سند را اثبات مىكنيم ، در ضمن اين بحث ، نقش تعليق در اسناد را در ايجاد سقط در مصادر متأخر را توضيح مىدهيم ، در خاتمه با اشاره به چگونگى مبناى " اعراض مشهور ، روايت معتبر را از اعتبار مىاندازد " محدوده اين مبنا را در فرض تماميت ، تنها در امور غير اجتهادى مىدانيم و تطبيق آن را در محل بحث ، ناصحيح مىباشد . * * * الف ) نگاهى به روايات لزوم استبراء : در مسأله لزوم استبراء زانيه از ماء فجور معمولًا دو روايت نقل مىكنند ، يكى روايت اسحاق بن جرير و ديگرى روايت تحف العقول از امام جواد « عليه السلام » ، ولى در منابع ، 5 روايت در اين زمينه ديده مىشود ، كه البته بايد اين بحث طرح شود كه آيا واقعاً 5 روايت در مسأله وجود دارد ؟